دخترم آيتا
گویا قلبم در قلبش در آویخته است،وزندگی ام در زندگی اش
تاريخ : سه شنبه 24 آبان 1390 | نویسنده : مامي
بازدید : مرتبه

Welcome Images, Scraps and Comments for your profiles




موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 28 شهريور 1392 | نویسنده : مامي
بازدید : 50 مرتبه




موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 28 شهريور 1392 | نویسنده : مامي
بازدید : 51 مرتبه




موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 28 شهريور 1392 | نویسنده : مامي
بازدید : 49 مرتبه




موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 28 شهريور 1392 | نویسنده : مامي
بازدید : 118 مرتبه

دختر گلم می دونم خیلی وقته ازت چیزی ننوشتم این بذار به پای تنبلی مامان. عزیزم این چند وقته که ننوشتم رشد مهارتی تو واقعا جهش داشته . خودت که ریزه میزه ای اما امان از این زبون که کسی حریف تو نمیشه.بگو ماشالله...

وای که چقدر خانوم شدی...اصلا بذار حرفهای خودتو بنویسم:

من بزرگ میشم خانوم میشم دکتر میشم میرم مدسه....آخه عزیزم اول باید بری مدرسه بعد دکتر بشی مامان فدات بشه.

چه قصه هایی تعریف میکنی قصه خرگوش کوچولو...قصه آگو (آقا گرگه) ..  قصه عمو....

همیشه هم که هر کی میپرسه دختر آبابا هستی و عزیز آمامان و پس پس نس سیم( نسرین) میمون عمه نانی

معلوم نیستن این وسط من وبابا چه کاره ایمگریه

این روزها عاشق این آهنگهایی  روزی چند بار با اینها میرقصی: دلبریم دلبر - گل گلدون من -آرزو

مامان میدونی وقتی میای میگی : "خاش"میکنم بیا بازی کنیم باشه؟   دلمو کباب میکنی. آخه کی تاب مقاومت در برابر این" خاش" تو رو داره

شبها چه خوشکل و درست مثل یه خانوم میری مسواک میزنی   و جیش میکنی و شونه  میزنی و دراتز میکشی و منتظر قصه برا لالا هستی و چه خوشکل به من و بابا بوس شب بخیر میدی ماچ

راستی یه چیز دیگه هم بگم .از وقتی احساس کردی توبیمارستان نی نیها ام میخورند فکر میکنی من به نی نی ها ام میدم  و دوباره به فکر ام اوفتادی و همش ام بازی میکنی....

یه کتاب برات گرفتم برا آموزش الفبا.اینها حرفهای تو هست بعد از یادگرفتن کمی از این کتاب و سی دی:

آ مثل آدم برفی _ آ مثل آبابا _ آ مثل آجان _ آمثل آیتا  - آمثل شاپرک؟؟؟ _ آمثل پیپ؟؟؟خندهخیال باطل




موضوع :
تاريخ : سه شنبه 31 ارديبهشت 1392 | نویسنده : مامي
بازدید : 95 مرتبه

دختر شیرین زبان و شیرین ادایم ، امشب مادر میخواهد برایت حرف بزند. میخواهم بگویم که چقدر خوشحالم که تو را دارم ، که تو بزرگترین موهبت خدایی. که تو تنها رنگ ِ درخشان و چشم نواز، در بوم ِ سیاه و سفید زندگی منی . دلبندم ، به یمن قدم های نازنینت ، من مادرشدم ، و امسال روز من است و چه هدیه ای بالاتر از حضور شیرین تو.

بسیار گفته اند و میگویند که تو ، پاداش خوبی های منی . من باور نکردم ، تو هم باور نکن دخترجان . من و این همه خوبی؟ کدام کار ِ خوب من به بودن ِ تو می ارزید. خدا مهربان است و نیکی را ده برابر جواب میدهد. اما تمام کردارِ نیک من از ابتدای بودنم ، به قدر یک تار موی تو نیست . آیتاجان ، تو لطف بی منت و دلیل خدایی و بس. با تو خوشبختم میوه ءدلم. مردی را دارم که دوستش دارم و دخترکی که از وجود من است و جانم به جانش وصل است . بس نیست برای خوشبختی؟

نور چشمم ، روزی روزگاری ، برایت خواهم گفت که تو از میان طوفان ها و خیزاب ها ، در آغوش من آمدی ، که آمدنت ، قصه ایست برای خودش . که بودنت افسانه است ، و هر نفست یاد آور معجزه .

روزی برایت از عاشقی خواهم گفت ، با تو خواهم گفت که دنیا بی عشق ، فرقی با جهنم ندارد. که بهشت هم جهنم است اگر در آنجا هم عاشق نباشی . با تو خواهم گفت که عاشقی سخت است ، اما سختی اش شیرین است . با تو الفبای عاشقی را مرور خواهم کرد.

دخترکم ، دو ماه و اندی از سولین نوروز زندگی تو گذشته است و برای من " نو روزی " بود و آغازِ روزگارِ نویی که با تو شروع کرده ام . زیباترین هدیه سال را از زبان ِ شیرین تو گرفتم ، وقتی  سر چرخاندی ، و چشمت به من که افتاد، دستهای کوچکت و آغوش مهربانت را باز کردی و گفتی  " ماما" . خیلی خودداری کردم که به جیغی اکتفا کردم . " ماما" به فدایت عزیز دل. تا ته دنیا، تا آن زمان که زنده ام ، هر کاری که داشتی و هرجا که نیاز داشتی به من ، فقط صدایم کن ، دوان دوان می آیم. مثل حالا. نه با پا ، که با سر می آیم. اگر روزی صدایم کردی و نیامدم، ببخش عزیزکم ، مادر مرده است از بس که جان ندارد...

دختر شیرین زبانم تو را چه میشود که این روزها همیشه در جستجوی آغوش منی...تو را چه میشود که مدام دنبال منی و تکرار میکنی کجایی...مطمئن باش که میخ مرا تو بسیار محکم کوبیدی طوری نمیتوانم لحظه ای را بی تو تصور کنم...

 



ادامه مطلب...

موضوع :
تاريخ : يکشنبه 24 دی 1391 | نویسنده : مامي
بازدید : 97 مرتبه

تولد دو سالگی




موضوع :
تاريخ : دوشنبه 11 دی 1391 | نویسنده : مامي
بازدید : 104 مرتبه

خوب بالاخره مشکلت همکمرنگ شدند . نه ناشکری نمیکنم خدایا شکر .شکر که هرچی بود خواست ومشیت تو بود و میتونست بدتر باشه هزاران هزار بار شکر

خوب عزیز دلم غنچه گلم این روزها اوفتاده رو غلطک حرف زدن هرچی میشنوه تکرار میکنه جملات سه کلمه ای میگه و خلاصه با حرفهاش دل همه رو میبرهتشویق

خیل اجتماعی تر شدی بیرون کسی رو مخصوصا بچه ای رو ببینی صداش میکنی به آخر کلمه ات هم "جون" اضافه میکنی مثلا اون روز بیرون یه بچه رو اینطور صدا کردی

....به به

....نی نی

...نی نی جون

....للام

بعد دست جلو بردی و گفتی ...دستبغل 

وای فدات شم مامانی هر کی رو هم خطاب میکنی باز یه "جون" کنارش میذاری

آی سیاستمداری    آی سیاستمداری

مامان جونم دیگه ام هم نمی خوری امروز حدود 5 روزه که لب نزدی هی میای لباس منو بوس میکنی و هر روز گاهی تا دو سه بار من لباس عوض میکنم 

مامانی خیلی خانوم شدی هر چی میگم خوب گوش میدی و انجام میدی وقتی من میرم سرکار میای  و منو بدرقه میمنی و بوس میفرستی اصلا هم بابا رو اذیت نمیکنی اممممممممما هنوز تو جیش گفتن تنبلی میکنیخجالت بعد اینکه کارتو کردی میگی مامان جیش بابا جیش ...جیش دششویی...

رقصت هم که حرف نداره با اون قر کمرت همه رو کشتی

تصور کن با پوشک داری قر کمر میدی و حرکات موزون میکنی

خلاصه این روزهامون هم داره اینجوری میگذره

شکر خدا 

هم من هم بابا روزی هزار بار شکر خدا میکنیم که تو رو خدا بهمون عطا کرده انشالله که تو رو درست تربیت کنیم و بقول بابا جون خرابت نکنیممتفکربای بای

 




موضوع :
تاريخ : دوشنبه 22 خرداد 1391 | نویسنده : مامي
بازدید : 153 مرتبه


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

خصوصيه




ادامه مطلب...

موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 18 خرداد 1391 | نویسنده : مامي
بازدید : 155 مرتبه

این روزها ؛روزهای خوبی نیستند نمی نویسم تا فراموش کنمدل شکسته




موضوع :
تاريخ : سه شنبه 9 اسفند 1390 | نویسنده : مامي
بازدید : 186 مرتبه

این روزها مشغلم کمی زیاد شده داریم برای آقاجون اینا دنبال خونه میگردیم آخه خونشونو فروختند.تو هم پا به پای من داری تلاش میکنی.البته تلاش تو منحصر شده به این که وقتی میذارمت پیش خانم جو و خاله،اصلا بهونه من رو نمیگیری هر چند همیشه اونقدر گل و خانوم تمام بودی که بهونه نگیری.تو داری مابین این تقلاها بزرگ میشی اما من با تمام مشغله هام تو اصلیترین دغدغه ذهنیم هستی.دایره لغاتت هر روز بیشتر بیشتر میشه.

اپ برای اسب     آپ....آب    گددی....رفت   بییی....بله   آببا..........آبابا      آم ما.....آماما   جیس....جیش  پوف....غذا   قاق.....قاقا   مای.....ماهی

وای راه رفتنت که دیگه معرکه است حتی شده تا 9 قدم هم رفتی.

خوابیدنت هم بهتر شده دیگه نق نمی زنی و خوب می خوابی.

الهی من فدات بشمماچ

طبق معمول هرکی هم بخواد نماز بخونه باید شما هم باهاش همراه بشی

این یکی از عکسهای این روزات




موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
آمار سايت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 6 نفر
بازديدهاي ديروز : 34 نفر
بازدید هفته قبل : 143 نفر
كل بازديدها : 37077 نفر
آپلود عكس آپلود